قالب وبلاگ


نیلوفرانه
بسراغ من اگر می ایید...... 
نویسندگان
نظر سنجی
بنظر شما کدام یک از مطالب وبلاگ بهتر از سایر مطالب است؟








پیوندهای روزانه

نمره میزان خوشبختی شما چند است؟ (تست کنید )

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم.

دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟

وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.

اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.

1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم.
Rدرست    Qغلط

2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم.
Rدرست    Qغلط

3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم.
Rدرست    Qغلط

4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم.
Rدرست    Qغلط

5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود
Rدرست    Qغلط

6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم.
Rدرست    Qغلط

7 ـ آرزوهای زیادی دارم.
Rدرست    Qغلط

8 ـ بیش از اندازه چاق هستم.
Rدرست    Qغلط

9 ـ از خواندن رمان لذت می برم.
Rدرست    Qغلط

10 ـ از خوابیدن متنفرم
Rدرست    Qغلط

11 ـ فکر می کنم جذاب هستم.
Rدرست    Qغلط

12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم.
Rدرست    Qغلط

محاسبه امتیازات:
با توجه به جوابهای زیر ، در ازای هر جواب مشابه به خود یک امتیاز بدهید.
1.غلط  2.درست  3.درست  4.غلط  5. غلط  6. غلط  7. غلط  8. غلط  9. درست  10. غلط  11. درست  12. درست

امتیاز 12 � 9 : نسبت به دیگران شما انسان خوشبختی هستید. میان انتظاری که از زندگی دارید و آنچه از آن می گیرید تعادلی برقرار کرده اید. اشخاص با امتیاز بالا ، مانند شما ، از تعادل اجتماعی خوبی بهره مندند. شما از آن جهت مورد توجه دیگران قرار دارید که از سیاست "زندگی کن و بگذار زندگی کنند" پیروی می کنید.

امتیاز 8 � 5 : شما فراز و نشیبهای خودتان را دارید. اما در اغلب مواقع به شکل متعادل و متوسطی خوشبخت هستید. اشتیاق سوزانی برای تغییر دادن زندگی تان ندارید. شما اگر با اشخاص خوشبخت تر از خود معاشرت کنید در وضعیت بهتری قرار می گیرید.

امتیاز 4 � 0: می توانید به مراتب خوشبخت تر از این باشید. جوابهای خود را مرور کنید. سعی کنید ببینید چه می توانید بکنید تا از این که هستید بهتر شوید.

توضیحات:
این پرسشنامه براساس اهتمام دکتر تئو لنتز ، مدیر سابق انجمن پژوهشهای شخصیتی در سن لوییز میسوری تهیه شده است. دکتر لنتز بزرگ ترین پژوهش درباره خوشبختی را انجام داده. اشخاصی که مورد بررسی قرار گرفتند زنان و مردانی بودند که طیف سنی 16 تا 50 سال را تشکیل می دادند. حداقل تحصیلات این اشخاص دوازده سال بود. دکتر لنتز براساس ارقام و اطلاعاتی که به دست آورد به "معیار خوشبختی" دست یافت. مباحث دوازده گانه زیر را به دقت بخوانید تا در این مورد اطلاعات بهتری به دست آورید.

1 ـ غلط. انسان خوشبخت حتی اگر چیزی را از دست بدهد ، باز هم خودش را دوست دارد. او می داند که خصوصیات مطلوب و تحسین برانگیز دیگری دارد و با اتکا به آنها برای خود تصویر ذهنی مثبتی درست می کند.

2 ـ درست. اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می توانند به خودشان بخندند ، زیرا از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردارند. آنها خودشان را بیش از اندازه جدی نمی گیرند.

3 ـ درست. انسان شاد و خوشبخت با دیگران برخوردی همدلانه دارد. او به قدر کافی احساس خوب دارد و از این حیث به کسی غبطه نمی خورد.

4 ـ غلط. انسان خوشبخت می تواند تا حدودی رفتارهای ناخوشایند دیگران را تحمل کند.

5 ـ غلط. نسبت به کسی که خشنود و خوشحال نیست ، انسان خوشبخت از انعطاف لازم برخوردار است. او به راحتی مایوس نمی شود. می تواند زمانهای ناراحتی را تحمل کند و به هدفهای خود برسد.

6 ـ غلط. انسان خوشبخت برای جبران ذهنیتی بد در خیال فرو نمی رود.

7 ـ غلط. افراد خوشبخت آرزوهای زیادی ندارند و با آنچه دارند راضی هستند.

8 ـ غلط. اگر خوشبخت باشید ، در چیزی افراط نمی کنید. افراد پرخور اغلب احساس خوشبختی نمی کنند.

9 ـ درست. افراد خوشبخت آن قدر انعطاف پذیر هستند که از واقعیت فاصله بگیرند و از تصورات دیگران لذت ببرند.

10.غلط. دلیلش روشن نیست ، اما اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می خوابند. شاید برای آنان که احساس خوشبختی نمی کنند پایان دادن به روز از آن رو سخت است که لحظات لذت بخش کافی را تجربه نکرده اند. از این رو دیرتر می خوابند تا شاید لحظه خوشایندی را تجربه کنند.

11. درست. افراد خوشبخت پذیرای خود هستند و در مقام لعن و نفرین خود حرف نمی زنند. افراد غیرخوشبخت اغلب تصویر جسمانی بدی دارند و درباره خود اندیشه منفی دارند.

12. درست. افراد خوشخبت وقتی اشکالاتشان برملا می شود چیزی از خود کم نمی کنند. آنها می توانند بدون اینکه حالت تدافعی بگیرند ، انتقادات را قبول کنند.

http://www.persianmob.net/imgb/693jw8.gif




[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
حس ششم که به آن قدرت شهود هم گفته می شود، نوعی استعداد خدادادی است. می توان گفت همه افراد از این استعداد برخوردار هستند، هرچند تنها بعضی ها افراد از آن به خوبی استفاده می کنند.
 
برترین ها: حس ششم که به آن قدرت شهود هم گفته می شود،  نوعی استعداد خدادادی است. می توان گفت همه افراد از این استعداد برخوردار هستند، هرچند تنها بعضی ها افراد از آن به خوبی استفاده می کنند. در این جا به بعضی نکات ساده اشاره می کنیم که به شما کمک می کنند حس ششم خود را تقویت کنید.

1. احساسات را خودتان خلق کنید.

این دقیقا به معنای تظاهر کردن است. حتما برای شما هم پیش آمده که عیرغم احساسات ناراحت کننده درونیتان، لبخند زده اید. وقتی خودتان را به لبخند زدن وادار می کنید، ناخودآگاه احساسات واقعیتان تحت تاثیر قرار می گیرد و بعد ناگهان احساس می کنید که جهان روشن تر و بازتر شده است. به همین دلیل است که به شما توصیه می کنیم تظاهر کنید. وقتی احساساتمان را تغییر می دهیم، توجهمان به چیزهای متفاوت جلب می شود و احساساتمان از آنچه یک دقیقه قبل وجود داشت فراتر می روند.  بنابراین می توان گفت دامنه احساساتمان وسیع تر شده است و به همین دلیل خواهیم توانست اطلاعات بیشتری را به شکل انرژی دریافت کنیم.

استفاده از حس ششم به معنای دریافت و سپس تفسیر انرژی کائنات، محیط و افرادی است که در اطرافمان وجود دارند.



2. به اطلاعاتی که از محیط دریافت می کنید دقت کنید.

اطلاعات شهودی مانند چهره ای هستند که در نقاب پوشیده شده است و از کنار ما رد می شود. اگر به موقع نایستیم و به آن نگاه نکنیم، ممکن است محو شود و از بین برود. اطلاعات را یادداشت کنید. پس از گذشت مدتی خواهید دید که اطلاعات ثبت شده چقدر با هم هماهنگ هستند. به حواس خود دقت کنید، بینایی، شنوایی، چشایی، بینایی، لامسه و احساسات و دانشتان، همه مهم هستند. بعد از مدتی خواهید  توانست این لحظه ها را به هم پیوند بدهید و زنجیره ای تولید کنید که اطلاعات ارزشمندی راجع به شما و زندگیتان فراهم می کنند.

3. خودتان را دوست داشته باشید.

عشق بزرگترین و مهم ترین عنصر در قلمروی معنویات است. عشق از خود شما آغاز می شود. وقتی بتوانید انرژی خود را سالم و دست نخورده نگه دارید، حواستان دقیق تر و قدرتمندتر خواهد شد. همه حواس از جمله حس ششمتان تبدیل به کانالی بسیار شفاف و دقیق خواهد شد و بدن، ذهن، روح و احساساتتان از تاثیرات منفی رها خواهد شد.



4. به خواب های خود اهمیت بدهید.

وقتی می خوابیم ضمیر خودآگاهمان به خواب می رود و قدرت های شهودی که در هنگام بیداری فعال نیستند فعال می شوند. قدرت شهود اکثر افراد یا سرکوب می شود، یا انکار می شود یا نادیده گرفته می شود، ولی هنگام خواب این قدرت فرصتی برای فعالیت پیدا می کند. برا ی اینکه به قدر کافی از خواب هایتان استفاده کنید، آنها را در دفترچه ای ثبت کنید. همانطور که آنها را یادداشت می کنید، به احساسات و همه حواسی که در صحنه های خوابتان وجود داشتند توجه کنید. اینها همه سرنخ هایی هستند که می توانند به تقویت قوای شهودی شما کمک کنند.



5. تمرین کنید.

کار نیکو کردن از پر کردن است. هر خلبان، آشپز، آرایشگر و هر فرد موفق دیگری با تمرین و تکرار به موفقیت دست پیدا کرده است. تقویت حس ششم هم مانند هر مهارت دیگری به تمرین و تکرار نیاز دارد. حواس شما مرتبا اطلاعاتی را از محیط پیرامون شما دریافت می کند. از طریق تمرین و تکرار خواهید توانست بر اطلاعاتی که به پرسش ها و مسائل موردنظریا شرایط زندگیتان مربوط هستند تمرکز کنید و اطلاعات غیرضروری یا نامربوط را نادیده بگیرید.

تمرین، پشتکار، تلاش و بردباری راهی جدید را پیش روی شما باز می کنند و حس ششم شما را شکوفا خواهند کرد. با به کار بستن عادات جدید کم کم از آرامش ذهنی برخوردار خواهید شد و وقتی حس ششم خود را دنبال می کنید آرزوها و تمایلاتتان روشن خواهند شد.



[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

مملکته داریم …

فقط ۱% جمعیت دنیا رو داریم، اون‌وقت ۳۰% کشته‌های سوانح هوایی دنیا ایرانی‌اند، مملکته داریم؟
——
سوار هواپیما بشی انگار سوار عزرائیل شدی؛ اصفانیا راس میگن که دیگه بلیط دوطرفه رفت و برگشت بخری ریسک داره، باید فقط یه‌طرفه خرید که ضرر توش نباشه! مملکته داریم؟
——
ساعت دوازده شب چنان برفی اومد که نگو، بعد یهو ابرا رفتن برفا آب شد کم مونده بود خورشیدم نصفه شبی طلوع کنه… مملکته داریم؟(انصافی این چه ربطی داشت)
——
بچه‌ها دور هم جمع شدن مثلا دارن می‌جنگن، بهشون می‌گم اسم چند تا پهلوان ایرانی رو بگین، می‌گن: اسپایدرمن، جومونگ، مختار! مملکته داریم؟
——
پول شارژ باطری موبایلمون از پول کارت شارژش بیشتر میشه، مملکته داریم؟
——
پلوپز خریدم، ساخت ایران (نمی‌گم کدوم شهر تا توهین حساب نشه!) روش نوشته «اتوماتیک» ولی توی دفترچه‌اش نوشته: اگه ته‌دیگ قهوه‌ای کمرنگ دوست دارین نیم ساعت، قهوه‌ای پررنگ ۴۵ دقیقه و قهوه‌ای تیره یک ساعت صبر کنین و بعد پلوپز رو خاموش کنین! مملکته داریم؟
——
می‌ریم تو مغازه می‌پرسیم آقا شارژ دوتومنی ایرانسل چند؟ مملکته داریم؟
——
صندوق پیشنهادات و انتقادات گذاشتن تو بیمارستان، پره پوله. مملکته داریم؟
——
مدیر باغ وحش پارک ارم تهران گفته مرگ ببر سیبری ممکن است ناشی از مصرف «گوشت خر» باشد. یعنی ما از ببر هم پوست کلفت‌تریم؟! مملکته داریم؟
——
زنگ زدم ۱۳۴ (سامانه هواگو) برای هواشناسی، میگه هوا هم اکنون صاف تا قسمتی ابری همراه با افزایش ابر، وزش باد و گردوغبار، با بارش پراکنده برف و باران و مه صبحگاهی. مملکته داریم؟
——
ماشین صفر رو از کمپانی تحویل گرفتیم، تا برسیم پمپ بنزین، بنزینش تموم شد؛ مملکته داریم؟
——
رفتم کلانتری میگم گوشیم رو گم کردم. میگه کجا گم گردی؟ میگم پارک. میگه چرا رفتی پارک؟؟؟؟ مملکته داریم؟
——
دختر ۱۱ ساله به مامانش میگه: “آخه تو از عشق چی می‌دونی؟”، مملکته داریم؟
——
ساعت ۶ صبح از ایرانسل اس‌ام‌اس اومده: با شارژ ۹۰۰۰ تومان دیگر، برنده‌ی ۲۱۰ تومان شارژ هدیه خواهید شد! مملکته داریم؟
——-
دانشگاه می‌زنن شروع سال تحصیلی یک مهر، استاداش بیست مهر میان، دانشجوهاش یه ماه بعدش! مملکته داریم؟
——
آمار جراحی بینی انجام شده در تهران ۲۳ برابر کل قاره آسیا است، مملکته داریم؟
——
با هر کی دوست می‌شیم، همون هفته تولدشه. مملکته داریم؟
——
پوشک‌ِ بچه از غذایِ بچه گرون‌تره! مملکته داریم؟
——
یه میلیون وام میخوایم بگیریم، میگن ده میلیون پول باید تو حسابت باشه! مملکته داریم؟
——
مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!! مملکته داریم؟
——
اس‌ام‌اس خالی ارسال می‌کنی انگلیسی حساب می‌کنن، مملکته داریم؟
——
همین روزهاست که گداها با یه دستگاه کارت‌خوان بیفتن دنبالمون! مملکته داریم؟
——
دزدگیر ماشینمو دزدیدن! مملکته داریم؟
——
طرف سر هیچ‌کدوم از کلاس‌های دانشگاه نمیره اما هر ترم سر کلاس تنظیم خانواده بدون غیبت حاضر می‌شه! مملکته داریم؟
——
یارو دیگه تو خیابون نون جلو پاش میبینه بوس نمیکنه بزاره کنار، برمیداره میخوره! مملکته داریم؟
——
دوتا تیشرت خریدم یکی دو ایکس لارج یکی اسمال.جفتشم اندازمه. مملکته داریم؟
——
تور هشت روزه مالزی ویژه ایام محرم! مملکته داریم؟
——
یکی از راه های رسیدن به خدا ؛ هواپیمایی ایران است!! مملکته داریم؟
—–
عتیقه و اشیای باستانی رو عوض اینکه سازمان میراث فرهنگی کشف کنه، نیروی انتظامی کشف می‌کنه! مملکته داریم؟
——
یکی از معیارهای اصلی در تعیین کیفیت یک سایت یا وبلاگ، اینه که فیلترش کرده باشن! مملکته داریم؟
——
هر بلای طبیعی که سر خارجی‌ها بیاد عذاب الهیه، ولی هر بلای طبیعی که سر ایرانی‌ها بیاد امتحان الهی! مملکته داریم؟


طبقه بندی: مطالب طنز،
[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ شهاب ش ]




[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 09:25 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
تولدی دیگر

همه هستی من آیه تاریكیست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه كشیدم آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید
یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید
ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناك دو همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
كه كلاه از سر بر میدارد
و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت
در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست
دل من
كه به اندازه یك عشقست
به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبای گلها در گلدان
به نهالی كه تو در باغچه خانه مان كاشته ای
و به آواز قناری ها
كه به اندازه یك پنجره می خوانند
آه ...
سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من
آسمانیست كه آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یك پله متروكست
و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن كه به من می گوید
دستهایت را دوست میدارم
دستهایم را در باغچه می كارم
سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم



[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 10:18 ق.ظ ] [ شهاب ش ]


ماهنامه خط خطی:

رئیس: نفس، باقلوا، نون شیرمال، ای جونم، صدام کن که دوباره/ بیام با یه اشاره، همیشه در جلسه است، امضایش از طلا بیشتر می ارزد، هر چند در اداره رئیس است در منزل مرئوس است، ارباب حقوق ها، رب النوع مرخصی، وام دونی، آنچه برای ما آرزوست برای او خاطره است.



کارمند: پدیده ای که اهل منزل او را شکل عابر بانک می بینند، شکست ناپذیر، جان سخت، مدیران در کار کشیدن از آن ها یک تلقی نباتی گیاهی دارند، دونده استقامت، نوع مذکرش اغلب حامی مالی دانشگاه آزاد هم هست، نوع «بُن» دارش هم موجود است، جنبنده ای که هر روز 6 صبح باید از خانه برود، جوان ها می پسندند، خانواده ها دوستش دارند، از باجناق بدش می آید، از قرمه سبزی خوشش می آید، موجودی که اگر سی سال کار کند تازه می فرستند تو صف نان سنگک بایستد، ورژن بازنشسته اش در پارک ها یافت می شود، منو سر لج ننداز میرم زن می گیرم/ چی گفتی؟!

عیدی کارمندان: جفت شیش کارمندان، پله پله تا ملاقات رئیس، حماسه ی مدیران، آجیلانه، خرج پوشک بچه، لباس عیال، اداره ی نمونه همینه همینه، بچه ها متشکریم، ابر و باد و مه و خورشید و فلک یاری کنند تا به دستمان برسد، اگر هم برسد به شوهر خانواده چیزی نمی رسد، الهی گوشت بشه به تن.

مرخصی: کارمندها پرواز می کنند، زمانی برای مستی اسب ها، جمعه ی مدام، ساعتی اش حال نمی دهد، پا دراز کردن عمیق، عدسی فردا مرخصی، منو این همه خوشبختی محاله، منو با خودت ببر دوبی، دوبی...

معاون: معاند متخاصم ستیزه جو، موجودی که همیشه از ما کم تر کار می کند و سه برابر ما حقوق می گیرد، بپیچون کبیر، وقتی فامیلی اش کلانتر بود کارتونش کردند، در جلسات نقش گلدون را بازی می کند.

پاچه خار: لعبت رئیس، حاصل دگردیسی فحش های مدرسه ای، حاصل قلمه زدن مورچه خوار و پاچه پاره، موجودی که حضورش برای هر اداره مثل میز و صندلی ضروری به نظر می رسد، زیرآب زن با حفظ سمت، شغل دوم همه از آبدارچی تا معاون، لسان الچرب، مفتاح المنفعت، مصباح المرتبت.

منشی: موجودی که خیلی نرم مراجعین را می پیچاند، لوبیا برو فردا بیا، زنببیل قبول نمی کند، از خاندان نصرا... منشی که کلیه و دمنه را به زبان فارسی نوشت اما نوادگان او فقط ساعت ملاقات بلدند بنویسند، به چای و تلفن علاقه دارد، مثل فامیل دور به «در» عشق می ورزد، که با این درد اگر در بند در مانند درمانند.



[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 09:22 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود!
به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند!
این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک سفر میرود و ...

جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

نامه را خواندید؟
اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان”
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید.




[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

بازیکنان ایرانی هر دقیقه چقدرمی‌گیرند؟(+جدول)

برخی از فوتبالیست‌های ایرانی برای هر دقیقه به اندازه حدود ۳۰۰ برابر یک کارگر دستمزد دریافت می‌کنند.

بررسی مبالغ دریافتی توسط فوتبالیست‌های نه چندان با کیفیت فوتبال ایران نشان می‌دهد که بازیکنانی که بالای یک میلیارد تومان دریافتی دارند برای هر دقیقه به اندازه حدود ۳۰۰ برابر یک کارگر دستمزد دریافت می‌کنند.

به گزارش نجومی، پرداخت مبالغ بالای یک میلیارد تومان به برخی از بازیکنانی که البته از نظر فنی در حد بازیکنان درجه سوم اروپا هم نیستند چند سالی است که در فوتبال ایران رسم شده و برخی مدیرانی که از کیسه دولت خرج می‌کنند، حاضرند برای حفظ موقعیت خود روی صندلی مدیریت و البته رقم خوردن ناکامی‌های پرتعداد، مبالغ این چنینی را به بازیکنان پرداخت کنند.

این در حالی است که حتی اگر یک تیم قهرمان لیگ برتر نیز شود تنها پاداشش حضور در لیگ قهرمانان آسیا است. ضمن اینکه باشگاه‌های ایران هیچ درآمدزایی هم ندارند و تنها باشگاه‌های هزینه هستند. با این حال ظاهرا هیچ گوش شنوایی برای برخورد و مقابله با این رسم غلط در فوتبال ایران نیست.
این در حالی است که سایر اقشار جامعه رقم‌های بسیار اندکی بابت حقوق ماهانه دریافت می‌کنند؛ اما بازیکنان برای هر دقیقه دویدن داخل زمین نزدیک به ۳۵۰ هزار تومان دریافت می‌کنند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد هر بازیکن لیگ برتری فوتبال ایران اگر در هر ۳۴ مسابقه لیگ به میدان برود، ۳۰۶۰ دقیقه برای تیمش بازی خواهد کرد که اگر او به عنوان یک بازیکن مطرح و تاثیرگذار یک میلیارد تومان دریافت کرده باشد، به ازای هر دقیقه بیش از ۳۲۶هزار و ۷۹۷ تومان دریافت خواهد کرد.

این رقم در حالی به دست می‌آید که حقوق ماهانه یک کارگر در سال ۹۱ براساس تازه‌ترین اعلام حدود ۳۸۹ هزار تومان است. کارگران برای هر ساعت کاری که انجام می‌دهند مبلغی حدود ۱۶۲۴ تومان دریافت می‌کنند که کمتر از نیم درصد دستمزدهر دقیقه بازی یک فوتبالیست میلیاردی است.

رقم‌های میلیاردی و صدها میلیون تومانی در شرایطی به بازیکنان لیگ برتری فوتبال پرداخت می‌شود که این رشته با وجود همه جذابیت و طرفدارانی که دارد، در ایران به‌جز ناکامی و شکست برای مردم عایدی دیگری ندارد و باشگاه‌ها هم هر سال به جای درآمدزایی بر میزان بدهی خود می‌افزایند و تنها صفرهای بدهی‌هایشان اضافه می‌شود.




[ چهارشنبه 7 تیر 1391 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ شهاب ش ]

برج پیزای اراک ساخته شده بدست متخصصین داخلی (بدون شرح!!!!!!!!!)




[ چهارشنبه 7 تیر 1391 ] [ 01:39 ب.ظ ] [ شهاب ش ]



1) من نمی دونم این چه مرضیه که تا ساعت رند نشه آدم نمی تونه درس خوندنو شروع کنه.

2) روزی رو می بینم که داریم سنگ می خوریم یهو یک تیکه نون سنگک میره زیر دندونمون.

3) دیروز دو ساعت درس خوندم بیهوش شدم... می ترسم تو امتحانات برم تو کما!

4) فی الواقع من از سوسک نمی ترسم! مسئله اینجاست، سوسکی رو که صبح دیدم؛ ناپدید شده

5) سیب از درخت افتاد و نیوتن کشف شد!

6) دختران بی تقصیرند، این روزها آدم نمی بینند تا برایش حوا شوند.

7) تمام چیزهای خواستنی توی دنیا یا غیرقانونین، یا گرونن، یا چاق کنندن!

8) صرفاً برای اینکه بعد از خوابیدن من یکی چراغو خاموش کنه، هر آن ممکنه ازدواج کنم...!

9) قدرت بوگاتی 1001 اسب بخاره، قدرت پراید 63 الاغ بی بخار!

10) زیر دوش به کاشی های حموم خیره می شی، غذاتو سرد می خوری، ناهارها نصفه شب، صبح ها؛ شام!
لباس هات یه جوریه انگار بهت نمیان
ساعت ها به یه آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگو حفظ نمی شی!
شب ها تا صبح بیداری و فکر می کنی...
تنهایی از تو آدمی می سازه که دیگه شبیه آدم نیست...

11) چنگیز خان مغول و هیتلر دوتاشون با هم به اندازه پراید آدم نکشتن!

12) خواهرم اس ام اس داده «ش م خ د»

هر کاری کردم نتونستم بخونم. زنگ زدم می گم چی نوشتی؟ میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش، نوشتم: شام مهمونیم خونه داداش!

فکر کنم باید 37 واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانواده ام پاس کنم

13) من توی هفت آسمون یه ستاره داشتم...
راه شیری رو که می خواستن احداث کنن، افتاد تو طرح.
هیچی دیگه! الان هم در خدمت شماییم!

14) اومدم تو مجلس ختم به فامیلمون تو پذیرایی کردن کمک کنم،

یارو دوتا خرما برداشته برگشته می گه:

یه فاتحه هم به حال زار خودت می خونم

15) یه گلدون می خری 100 هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری، به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب می شه!
اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه می شه

16) یه تی شرت خریدم رفتم این چاپ فلکسی ها دادم روش بنویسن «از من نپرسید کِی درسم تموم می شه»
تو مهمونی های خانوادگی می پوشم اعصابم خیلی آروم شده!

17) امروز یه احساس خیلی بدی بهم دست داد؛
ولی من بهش دست ندادم...!
خلاصه تو جمع کلی ضایش کردم

18) بعضی از این پشه ها هم هستن، انگاری اگزوز زنبوری قورت دادن. موقع خواب صدای موتور سنگین میدن توی اتاق

19) چرا اگه به کسی بگن جوجویِ من... پیشی من... و موشی و از این کلمه ها طرف خوشش میاد... اما اگه بگن حیوون عصبی می شه؟! مگه جفتشون یکی نیستن؟

20) هنوز متروی استاد معین خیسه... بوی شمال میده... تو مترو هنوزم کلوچه می فروشن...

21) دیشب داداشم تو خواب هذیون می گفت و جیغ می کشید... رفتم تو اتاق می بینم بابام بالاسرشه. می گم خب بیدارش کن! می گه بذار کابوسشو ببینه، اینهمه پول دی وی دی میده فیلم ترسناک می گیره بذار سه بعدیشم ببینه!

22) از وقتی مدرکمو گرفتم مامانم در طول روز فقط یه بار مهندس صدام می کنه. اونم شبا که بهم میگه مهندس بو گند خفمون کرد این آشغالارو بذار دم در.

23) الان یه کیبورد باز کردم دارم درستش می کنم.
دخترم سه سالشه اومده کنارم ازم می پرسه: بابا این چیه؟
می گم: کیبورد.
می گه: من نبردم!
می گم: کیبورد!
می گه: من نبردم

24) یه زمان ملت کارشون که با کامپیوتر تموم می شد روی کیبورد و مانیتور و کیس کاور می کشیدن! یعنی در حد رو مبلی پذیرایی!
این روزا وقت نمی شه بدبختو خاموش کنیم خنک شه.

25) به دادشم گفتم لپ تاپمو بده. دو متر کلا از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه می تونه پرت کنه نه می تونه سُر بده. آخرش گذاشتش روی یک پتو گفت بکِش از اون ور!



طبقه بندی: مطالب طنز،
[ یکشنبه 4 تیر 1391 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ شهاب ش ]
[ یکشنبه 4 تیر 1391 ] [ 12:24 ب.ظ ] [ شهاب ش ]

رژیم هایی که شما را از پا درمی آورند


تلاش برای رسیدن به اندام متناسب، آن هم با روش های غیراصولی مثل رژیم های لاغری خودسرانه و بسیار کم کالری تا مصرف انواع و اقسام داروهای پرعارفه لاغری، انجام جراحی های غیرضروری و حتی توسل به ورزش های بسیار سنگین، آنقدر حادثه آفرین بوده و خسارت های جانی و مالی وارد کرد که از هرسو به راحتی می توان خبر حادثه ای تلخ را به خاطر رژیم غذایی نادرست یا جراحی غیراصولی را شنید.

نقل از:برترینها


ادامه مطلب

طبقه بندی: پزشکی سلامت،
[ یکشنبه 4 تیر 1391 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ شهاب ش ]

 

 عکسهای دیدنی از تماشاگران بازی های Euro 2012

 


ادامه مطلب

[ یکشنبه 4 تیر 1391 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
•  ترم اول (ترم جو گیریدگی):
الو سلام مامانی. منم هوشنگ.
وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.
وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن
و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده؛ تنم مور مور میشه…
راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.
دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!
لامصب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!
پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!

رفتار پسرها در دانشگاه از ترم اول تا آخر دانشگاه (طنز)
• ترم دوم (ترم عاشق شدگی):
آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.
می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.
می خواهمت با تمام وجود عزیزم.
همه پول و سرمایه من متعلق به توست.
بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام باهات ازدواج کنم …
امروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در کلاس می درخشیدی تماشا می کردم…

• ترم سوم (ترم افسردگی):
الو مامان سلام.
مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!
مامان جون افسرده شدم آخه اولین عشقم بود حالا هم دارم میمیرم از غصه.
ای خدا بیا منو بکش و راحتم کن.
مامان من این زندگی رو نمی خوام …
دیگه خسته شدم از دنیای وانفسا

• ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):
الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟
منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟
دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم …
مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بهت زنگ میزنم …

الو به به سلام چطوری ندا جون؟
آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم!
پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟
به خدا منم دلم یه ذره شده واست.
باشه عزیزم فردا ساعت ۱۱ پارک پشت دانشکده دارو…

• ترم پنجم (ترم مشروطه گی):
الو سلام استاد!
قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، ۲ نمره بهم بده.
به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.
مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.
منم ضربه روحی خوردم شدید، دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد …
اگه این مورد مشروط پشروطه ما اوکی بشه قول میدم جبران کنم …

• ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :
الو مامان من خونه می خوام!
راستی اون ۵۰ تومنی که ۳ روز پیش فرستادی تموم شد.
دوباره بفرست. خرج پروژه ام شد!!!

• ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):
خودتون دیگه سیر تا پیازشو حدس بزنین دیگه …

• ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):
الو سلام خانم.
واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.
فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا …
ای وای بر من؛ کی میره اینهمه راهــــو …




طبقه بندی: مطالب طنز،
[ شنبه 3 تیر 1391 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ شهاب ش ]


از تمام خشت های خانه پرسیدم ترا
پرسش پنهان من اما نفهمیدم ترا

باد بر شن های بعد از ظهر می کوبید ومن
بر دهان دوره گرد باد کوبیدم ترا

خون من در پنجه هایم پیر شد تبخیر شد
تا خداوندانه از مرمر تراشیدم ترا

آسمان کوچک شد و افتاد پایین و شکست
آسمان اندوه من شد که باریدم ترا

یک نفر فانوس چشمان مر ا پایین کشید
باورت می شد که خوابم برد و نشنیدم ترا

باد بر شن ها زد و گنجشک ها ویران شدند
باد جور ترسناکی بود ترسیدم ترا

مثل خواب نازک گنجشک ها ویران شدم
خواب می دیدم که در باران پرستیدم ترا

باد چرخی زد، اتاقم پرت شد باران گرفت
چشم من روشن! ترادیدم ترا دیدم، تو را




[ شنبه 3 تیر 1391 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ شهاب ش ]
درد واره ها


دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟



طبقه بندی: نیلوفرانه،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 09:21 ق.ظ ] [ شهاب ش ]




طبقه بندی: عکس سوژه های روز،
[ یکشنبه 28 خرداد 1391 ] [ 08:21 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
روسیه گومز، ژاگوئف و ماندزوکیچ برترین گلزنان یورو/ 33 گلزن و 44 گل‌زده تا پایان دور دوم.


به گزارش خبرگزاری فارس، دور دوم پیکارهای مرحله گروهی جام ملت‌های اروپا 2012 شب گذشته به پایان رسید و از امشب تیم‌‌های حاضر به‌طور همزمان آخرین دیدارهای خود در مرحله گروهی را ساعت 23:15 به وقت ایران برگزار خواهند کرد.

بر این اساس در پایان دور دوم 33 مهاجم از تیم‌های مختلف موفق به گلزنی شده‌اند که در مجموع 44 بار توپ از خط دروازه‌ها گذشته است.

*رده‌بندی گلزنان برتر به شرح زیر است:

1- ژاگوئف، روسیه، 3 گل زده

2- ماریو گومس، آلمان، 3 گل‌زده

3- ماندزوکیج، کرواسی، 3 گل زده

4- بنتنر، دانمارک 2 گل‌زده

5- فابرگاس، اسپانیا، 2 گل‌زده

6- پیلار، جمهوری چک، 2 گل‌زده

7- شوچنکو، اکراین، 2 گل‌زده

8- فرناندو تورس، اسپانیا، 2 گل‌زده

سایر گلزنان یک بار توپ را از خط دروازه حریفان عبور داده‌اند.




ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

خبرگزاری فارس: مدافع تیم ملی فوتبال لهستان در دیدار با جمهوری چک به دلیل آسیب‌دیدگی حضور نخواهد داشت.




ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ شهاب ش ]



خبرگزاری فارس: آلمان، دانمارک، پرتغال و هلند آخرین پرده نمایش از گروه مرگ را به اجرا در خواهند آورد تا دو تیم بخت صعود به دور یک چهارم نهایی را در لحظه آخر بدست آورند.

ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

آغاز جعل نام خلیج فارس



[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

کودکی باراک اوباما(17عکس)


















ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
مرز بین کشور بلژیک و هلند




[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ شهاب ش ]


تبریزیم : بارش 10 دقیقه ای تگرگ و باران در تبریز کافی بود تا خیابان های اصلی این کلانشهر قفل کند. معابر اصلی به ویژه خیابان های اصلی تبریز به دلیل آبگرفتگی شهروندان را با مشکلات عدیده ای مواجه کرد و حتی بخشی از سیستم حمل و نقل عمومی نیز در این شهر مختل شد. تصاویر زیر پس از بارش باران و از خیابان امام خمینی(ره) تبریز ثبت شده است. عکس ها از فروغ محمد زاده/سرویس عکس نصر نیوز

















[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ شهاب ش ]

مقایسه کسب معدل در دو نسل متفاوت!!!





[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ شهاب ش ]









متولد 14 بهمن 1352 تهران

مدرک تحصیلی: دانشجوی انصرافی روانشناسی دانشگاه تهران.

ابتدا با گویندگی در رادیو آغاز کرد و سپس در تعدادی از برنامه های تلویزیون مجری بود.

در مجموعه تلویزیونی « پس از باران » در عرصه بازیگری هم خود را آزمود و در نهایت در سال 1379 در فیلم "رخساره" (امیر قویدل) به عنوان اولین فیلم سینمایی اش موفق ظاهر شد.

مجموعه "پلیس جوان" اوج هنرنمایی او در زمینه بازیگری است.

شهاب حسینی در سینما هم خوب ظاهر شده: بازی موفق اما در حاشیه (واکنش پنجم) و بازی فوق العاده اش در فیلم "شمعی در باد" (پوران درخشنده) و نقش آفرینی متفاوت او در فیلم "رستگاری در هشت و بیست دقیقه" که کاندید دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم از جشنواره بیست و دوم و بیست و سوم فیلم فجر هم شد.



مجموعه آثار:

  • - رخساره (امیر قویدل، 1379)
  • - آدمکها (علی قوی تن، 1381)
  • - واکنش پنجم (تهمینه میلانی، 1381)
  • - این زن حرف نمی زند (احمد امینی، 1381)
  • - زهر عسل (ابراهیم شیبانی، 1381)
  • - شمعی در باد (پوران درخشنده، 1382)
  • - الهه زیگوران (رحمان رضایی، 1382)
  • - رستگاری در هشت و بیست دقیقه (سیروس الوند، 1383)
  • - گرداب (حسن هدایت، 1383)
  • - قتل آن لاین (مسعود آب پرور، 1384)
  • - پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1384)
  • - بچه های ابدی (پوران درخشنده، 1385)
  • - غیرمنتظره (محمدهادی کریمی، 1386)
  • - پرچم های قلعه كاوه (محمد نوری زاد، 1386)
  • - محیا (اكبر خواجویی، 1386)
  • مجموعه و برنامه های تلویزیونی:
  • اکسیژن (سری اول، مجری، 1377)
  • رنگ صبح (مجری، 1378)
  • برپا - برپا (مجری، 1378)
  • با شما (مجری، 1378)
  • آفتابگردان (مجری، 1378)
  • اکسیژن (سری دوم، مجری، 1378)
  • ویژه برنامه عید فطر (مجری، 1379)
  • پس از باران (مجموعه، سعید سلطانی، 1379)
  • همسفر (مجموعه تلویزیونی، در دو اپیزود، 1380)
  • پلیس جوان (مجموعه، سروس مقدم، 1380)
  • تب سرد (مجموعه، علیرضا افخمی، 1382)



جشنواره ها و جوایز:

  • - کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از جشنواره بیست و سوم فیلم فجر برای بازی در فیلم "رستگاری در هشت و بیست دقیقه" - 1383
  • - کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از جشنواره بیست و دوم فیلم فجر برای بازی در فیلم "شمعی در باد" - 1382
  • - کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم "شمعی در باد" - 1383
  • - کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از هفتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم "واکنش پنجم" - 1382




طبقه بندی: بیوگرافی واخبار هنر مندان،
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 09:25 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
فرانسه صدرنشین شد/ میزبان طعم شکست را چشید.




جام ملت‌های اروپا - 2012

خبرگزاری فارس: تیم ملی فرانسه با برتری برابر اوکراین در صدر جدول گروه چهار ایستاد.

خبرگزاری فارس: فرانسه صدرنشین شد/ میزبان طعم شکست را چشید


ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار ورویدادای ورزشی،
[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 08:53 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
نفس‌های انگلیس پشت سر فرانسه/ سوئد هم حذف شد


خبرگزاری فارس: تیم فوتبال سوئد با شکست برابر انگلیس با مسابقات یورو 2012 وداع کرد.

خبرگزاری فارس: نفس‌های انگلیس پشت سر فرانسه/ سوئد هم حذف شد


ادامه مطلب

[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 08:23 ق.ظ ] [ شهاب ش ]


12 06 12 ID824520 پ ن پ های بامزه امروز

واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نه پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا

***************************

به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نه پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

***************************

رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نه پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم

***************************

تو اتوبان گشت نا محسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پـَـ نه پـَـ بادو تا همکارام میخاستیم گل کوچیک بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم

***************************

کمیته انضباطی دانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نه پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم

***************************

یکی تو دانشگاه ازم پرسید ورودی چندی؟ گفتم۸۵ همچین با تعجب گفت پس ترم اخری گفتم پـَـ نه پـَـ ترم اولم ولی از آخر اومدم شروع کنم

***************************

یه شب یه یارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نه پـَـ اومدم بهت پیشنهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم

***************************

یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم … دوستم میگه میخوای بکشیش ؟ پـَـ نه پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی

***************************

خانمم را بردم اتاق عمل سزارین،ماما میپرسه برای عمل اومدید؟ پـَـ نه پـَـ اومدیم نوزادا رو ببینیم یک خوشگلشو برای اتاق خوابمون انتخاب کنیم؟!

***************************

یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نه پـَـ کارل مارکسه اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه

***************************

تو باغ وحش یه مار پیتون دیده میگه این مار؟

میگم پـَـ نه پـَـ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت جادویی بهش جون داده.

***************************

زنه دوقلو زایده…پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش….زنه میپرسه:اون یکی هم میارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نه پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین… ده روز بعد از فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون

***************************

به یارو میگی آفتابه داری؟ میگه برا خونه می خوای؟ گفتم پـَـ نه پـَـ برا قالب کیک جشن تولد بابام می خوام، آخه سنتی دوست داره.

***************************

سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم. کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند .

به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید

میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نه پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.





[ پنجشنبه 25 خرداد 1391 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

رد پایت بر غزل هایم چه زیبا مانده است
از تو وعشقت برای من همینهامانده است
کوله بارت رابدقت بستی اما خوب من
خاطرات خوب تودرذهن من جامانده است
سهم من بودی و هستی از تمام زندگی
گرچه،سهم من فقط درخواب ورویامانده است
عابر پس کوچه های خلوت تنهایی ام
بی تو اینجا، کوچه هم تنهای تنها مانده است
آمدی گفتم خدایا ماندگارش کن ولی
گر چه رفتی باز فریاد خدایا مانده است
بی تو،شب انقدرتاریک است،گویاماندنیست
من،نمیدانم امیدی هم به فردا مانده است
می روی دریا به جزر ممتدی اما بدان
ساحلت در ارزوی مد دریا مانده است
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

ابزار وب

كد تقویم

ساخت كد صوتی آنلاین

كد تصویر تصادفی

دریافت كد بازی آنلاین تصادفی

تماس با ما