تبلیغات
نیلوفرانه

قالب وبلاگ


نیلوفرانه
بسراغ من اگر می ایید...... 
نویسندگان
نظر سنجی
بنظر شما کدام یک از مطالب وبلاگ بهتر از سایر مطالب است؟








پیوندهای روزانه
پاسخگویی هم كیف دارد



امروز حال و حوصله گیر دادن به احدالناسی را ندارم. می‌خواهم به خودم گیر بدهم. وارد خانه می‌شوم. خسته و كوفته از رنج كار و تلاش معاش بیرون. نان درآوردن از راه حلال واقعاً سخت است.


منتها باز خدا را شكر ـ و بلكه محض محكم‌كاری، صدهزار مرتبه شكر ـ كه بیكار نیستیم. بیكاری بد دردی است. خدا هیچ‌كس را بیكار نكند.
وزیر كار بیشتر می‌فهمد چی دارم می‌گویم. آدم اضافه حقوقش از بیخ قطع شود، اما بیكار نشود. آدم تسمه پروانه بشود، ولی جلو شمع و پروانه شرمنده نشود.
عرض می‌كردم كه وارد خانه می‌شوم. عیال و بچه‌ها بلاتشبیه مث كش دور اسكناس به سمت من درمی‌روند. هنوز عرق خشك نكرده‌ام كه در حلقه محاصره آنها هاج و واج به اطراف و اكناف خانه می‌نگرم. بوی خوش آبگوشت هم از داخل آشپزخانه به مشام می‌رسد.
در دل از خدا می‌خواهم كه داخلش گوشت هم باشد. آدم كه مرض ندارد بیخودی پول بدهد گوشتكوب بخرد، و گرنه به آن نخودكوب یا سیب‌زمینی‌كوب می‌گفتند.
پسرم می‌پرسد: باباجان، این دوچرخه من چی شد كه چند ساله قول دادی برایم بخری؟
پاسخ می‌دهم: چشم پسرم؛ بذار وام درخواستی‌ام را تا آخرسال بگیرم، حتما. شده برات از چین دوچرخه بیارم، میارم كه بری حالشو ببری! فعلا از همین اتوبوس‌های بی‌آر‌تی شهرداری استفاده كن به نیت دوچرخه، تا به اونم برسیم. آسیاب به نوبت. نوبت كی بود؟ ...
دخترم می‌پرسد: بابایی، من چی؟.... مگه قرار نبود واسه اول مهری، برایم كیف و كفش نو بخری ؟ پس كوش؟ ...
پاسخ می‌دهم: اگه روز تولدت گوش به حرف من می‌دادین و یه جشن كوچولو می‌گرفتین، بالاخره یه نفر هم برات یه كیف و كفش می‌آورد كه این جوری توی كفش نباشی دخترم. دوست آن باشد كه گیرد دست دوست ...
عیال می‌پرسد: مگه قرار نبود یه كم كه دستمون باز شد، مدل ماشینمون رو عوض كنیم و بهترش كنیم. درسته كه عمر دست خداست ولی دیگه از این پراید قدیمی خسته شدم.
پاسخ می‌دهم: ای‌بابا عیال، تو هم وقت گیرآوردی‌ها!... ماشین در اسارت ماشینیسم رو نخوندی؟ این جوری به ماشینت نچسب، چسب كم میاری!... ارزش انسان به خودشه؛ به راكب، نه مركوب. نوبت ماشین بهتر هم میرسه. غم مخور!...

دخترم باز می‌پرسد: بابایی، لااقل بیا در نوشتن انشام كمكم كن!...
پاسخ می‌دهم: این شد یه حرفی... حالا چی هست موضوع انشات؟
می‌گوید: معلممان گفته كه در خانواده شما چه كسی پاسخگوست؟
می‌گویم: آها.... به خوب نكته‌ای اشاره كرده. بنویس در خانه ما پدرم تنها كسی است كه پاسخگوست. راحت بین ما می‌آید و شفاف‌ترین پاسخ‌ها را آن هم با محبت و لبخند می‌دهد، یه جوری كه در تاریخ كم‌نظیر است.






[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ شهاب ش ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

رد پایت بر غزل هایم چه زیبا مانده است
از تو وعشقت برای من همینهامانده است
کوله بارت رابدقت بستی اما خوب من
خاطرات خوب تودرذهن من جامانده است
سهم من بودی و هستی از تمام زندگی
گرچه،سهم من فقط درخواب ورویامانده است
عابر پس کوچه های خلوت تنهایی ام
بی تو اینجا، کوچه هم تنهای تنها مانده است
آمدی گفتم خدایا ماندگارش کن ولی
گر چه رفتی باز فریاد خدایا مانده است
بی تو،شب انقدرتاریک است،گویاماندنیست
من،نمیدانم امیدی هم به فردا مانده است
می روی دریا به جزر ممتدی اما بدان
ساحلت در ارزوی مد دریا مانده است
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
Online User
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
با کلیک روی +۱ ما را در گوگل محبوب کنید

ابزار وب

كد تقویم

ساخت كد صوتی آنلاین

كد تصویر تصادفی

دریافت كد بازی آنلاین تصادفی

تماس با ما